مرکز,مقالات

نقد و بررسی انیمیشن Me and My Moulton

  • ۱۱ خرداد, ۱۳۹۵
  • شماره خبر:3285

مقدمه

انیمیشن های کوتاه خیلی وقت ها پیچیده و عجیب و غریبند. خیلی هایشان آنقدر فلسفی هستند که مخاطبان معمولی اصلاً هیچ چیز از آنها نمی فهمند. شخصاً لذت چندانی از این نوع انیمیشن ها نمی برم. منظورم این نیست که ساخت و تماشای آثار تعمق برانگیز کار بی فایده ای است، اما گاهی اوقات هست که آدم در عوض یک چیز پیچیدۀ درگیر کننده، یک اثر ساده و دلنشین می خواهد که در آن غرق شود و از آرامشش لذت ببرد. چیزی که او را وادار نکند در علائم و سمبول هایش واکاوی کند و برای فهمیدن معانی پنهان و ناپیدایش تقلا کند و عرق بریزد.

انیمیشن کوتاه Me and My Moulton یکی از همین آثار است. (گویا مولتون به نوع بخصوصی از دوچرخه گفته می شود.) اثری ساده و دلچسب که داستانِ کوتاهِ شیرینش را بدون تکلف و زیاده گویی برای شما روایت می کند. «من و مولتونم» هیچ چیز را لایه لایه نمی کند تا فلسفی تر به نظر برسد. انیمیشنی آرام و آرامش بخش است در مورد کودکی، آرزوها، احساسات و گذشت. در عین حال و در کنار داستان خوبش، به مسائل ریز و درشت دیگری اشاره می کند. مسائلی مثل تفاوت سیستم فکری کودکان و والدین (بزرگسالان).

Torill Kove  ، نویسنده و کارگردانِ این انیمیشنِ نروژی است.  با وجود نروژی بودن، زبان انیمیشن انگلیسی است. من و دوچرخه ام، تنها یک صدا پیشه دارد. Andrea Braein Hovig نریتور این انیمیشن است و لهجۀ خفیف نروژی دارد. من و دوچرخه ام سوم دسامبر ۲۰۱۴ به نمایش در آمده و در هشتاد و هفتیمن سال جوایز اسکار، نامزد دریافت این جایزه در بخش انیمیشن های کوتاه شده. طبق گفته های کارگردان، Me and My Moulton بر اساس خاطرات دوران کودکی خودش نوشته شده است.

 

اطلاعات فیلم و منتقدین

Torill Kove فیلم های زیادی نساخته ولی همین سه ساخته اش بسیار مورد توجه بوده اند. هر سه اثر نامزد دریافت جوایز بین المللی شده اند و یکی شان حتی برنده هم شد.  The Danish Poet اثر دیگری از همین کارگردان است که از نظر بصری کاملاً شبیه به همین انیمیشن است.

نقدهای متفاوتی به این اثر شده و با وجود اسکاری شدن، بعضی ها آن را فاقد ارزش های لازم، حتی برای نامزدی چنین جایزه ای می دانند. مثلاً یکی از نقدها این است که این انیمیشن زیادی شخصی است. همانطور که گفته شد، من و مولتونم اثری نیست که بخواهد داستانی خاص را بازگو کند یا پیچیده و فلسفی باشد و یا حتی هیجان انگیز و عامه پسند باشد. حتی در برخی نقدها آمده که زیادی دخترانه یا زنانه است و برای مخاطبان آقا کمتر جذاب است تا خانم. شاید به خاطر احساسات دخترانه ای مثل ناراحتی شخصیت اصلی از از دست دادن دوستش یا آرزوهایی مثل داشتن مادری که غذاهای خوب می پزد، چنین تصور شده باشد. ممکن است این چیزها برای آدمهای زیادی خشن یا سفت و سخت، غیر قابل درک یا حتی تحمل باشد، اما هرکسی که کمی احساساتی باشد به راحتی با فیلم ارتباط می گیرد و از شنیدن گفته های کودکانه و آرزو های پر احساس و گاهی خنده دار شخصیت اصلی لذت می برد.

ضمناً شخصی بودن چندان نقصی به حساب نمی آید. اتفاقاً خیلی از کارگردانان صاحب نام هستند که حتی خودشان هم قبول دارند که فیلمهایشان همینطور است، اما طرفداران پر و پا قرص و مشتاقان زیادی هم دارند. اصلاً به خاطر همین ویژگی فیلمهایشان را دوست دارند و ستایش می کنند.

نقد دیگر به شکل و ظاهر انیمیشن و سبک تولید انیمیشن است.

من و دوچرخه ام

 

گرافیک و جزئیات

گرافیک انیمیشن خیلی ساده و شاید از نظر بعضی ها کهنه باشد. ممکن است اگر ندانید که محصول چه سالی است خیلی ساده تصور کنید که با یک انیمیشن قدیمی و یا حتی خیلی قدیمی رو به رو هستید. شخصاً مشکلی با این سبک و سیاق ظاهری ندارم، اما برخی به همین خاطر ارتباط لازم را با آن برقرار نمی کنند. مساله گرافیک و رنگ و لعاب یک انیمیشن بیشتر سلیقه ای به نظر می رسد. برخی از انیمیشن های دو بعدی لذت نمی برند در حالیکه خیلی ها هم هستند که اصلاً انیمیشن سه بعدی به خوردشان نمی رود و برعکس طرفدار پر و پاقرص دو بعدی های کلاسیک هستند.

توصیف های راوی گاهی طولانی می شود و جزئیات زیادی دارد. شاید در نگاه اول این جزئیات بیش از حد و بی مورد به نظر برسند. بخصوص برای مخاطب کم حوصله تر. اما کلیت انیمیشن این موضوع را می طلبد. اساس این انیمیشن بر همین توصیف و جزئی نگری است. من و مولتونم اصلاً نمی تواند سریع و کلی نگر باشد. چون دربارۀ مساله ای جزئی است. کل پلات داستان پیرامون محور آرزوی خرید یک دوچرخه می گذرد. چطور می شود توقع داشت به سرعت از روی همه چیز بگذرد؟

البته قبول داریم که ریتم انیمیشن برای افراد بی حوصله یا کم طاقت زیادی کند است و ممکن است بعد از تماشای دو سه دقیقه آن را قطع کنند و دنبال انیمیشن جذاب تری بگردند. اما شاید بتوان این اثر را اثری ادبیاتی معرفی کرد. شک ندارم افرادی که از خواندن رمان و داستان های کوتاه و بلند لذت می برند، از این انیمیشن هم خوششان می آید.

me-and-my-moulton

 

داستان

داستان انیمیشن در تابستان ۱۹۶۵ در نروژ می گذرد. شخصیت اصلی دختر هفت ساله ای است که به همراه دو خواهر دیگر و پدر و مادرش زندگی می کند. انیمیشن با توصیفهای راوی شروع می شود. توصیف هایی ادبی که احتمالاً اهالی ادبیات حسابی از آنها لذت خواهند برد. همان ابتدای کار خط اصلی انیمیشن مشخص می شود. بچه های همسایه همگی دوچرخه سوارند و به نظر خیلی به آنها خوش می گذرد. راوی و خواهرانش هم آرزو دارند یک دوچرخه داشته باشند. اما پدر و مادرشان می گویند که باید فکر کنند.

باقی انیمیشن در حد فاصل اینکه بچه ها به آرزویشان  می رسند یا نه، به توصیفات کاراکتر اصلی دربارۀ احساسات، آرزوها یا حتی حسادت هایش می گذرد. راوی به بئاتریس، دختر همسایه و دوستش حسادت می کند. دلیل این حسادت کودکانه چیزهای مختلفی است. مثلاً خانۀ بئاتریس فرش خیلی نرمی دارد که پا در آن فرو می رود. نکتۀ جالبی در مورد کودکان و حتی بزرگسالان که همیشه چیزهای دیگران برایشان جذاب تر و بهتر از آنهایی است که خودشان دارند. با وجود اینکه خانۀ شخصیت اصلی خیلی بخصوص و منحصر به فرد است اما نظر او به خانۀ معمولی همسایه شان جلب شده. با توجه به تعجب بچه های دیگر زمانی که به خانۀ راوی می آیند، می توان گفت که آنها هم دقیقاً همین احساس حسادت را نسبت به خانه او دارند.

همین موضوع دربارۀ پدرها هم دیده می شود. پدر شخصیت اصلی دوست داشتنی، مهربان و همراه و همدلشان است. اما به نظر او پدر بئاتریس بهتر است. دلایل خنده داری هم که برای این حسادت مطرح می کند که از دید یک کودک اصلاً خنده دار نیستند.

موضوع دیگری که شخصاً خیلی در مورد این انیمیشن دوست داشتم، حالت رویاگونه اش و پرش های روایت به تخیلات روای است. مثلاً وقتی از سربازی نرفتن پدرش می گوید، تصور می کند که اگر جنگ بشود برخورد پدرش چطور خواهد بود و ما هم همراه او به این تخیلات بامزه می رویم.

Me-and-my-Moulton1

 

طنز

خیلی بد است که وقتی صحبت از طنز می شود ذهن اکثر ما ایرانی ها به سمت چیز اشتباهی می رود که اصلاً طنز نیست. شاید دلیلش فیلم های سخیفی باشد که به جای کمدی به خورد ما می دهند و هرسال هم ده تا ده تا اکران می شوند. البته لودگی فقط مخصوص سینمای ما نیست و خیل عظیمی از فیلمها و انیمیشن های به اصطلاح کمدی خارجی هم عمدتاً پر از مسخره بازی های بی نمک یا چندش آورند. اما برای مخاطب ریزبین تر و دقیق تر، لودگی و مسخره بازی هیچوقت جای طنز خوب را نمی گیرد.

من و مولتنم طنز خوبی دارد. هیچکس آروغ نمی زند یا دستش را در دماغش نمی کند، اما شما را می خنداند. طنز ظریفی بر کل ۱۳ دقیقۀ انیمیشن حاکم است که در بعضی مواقع بیشتر خودش را نشان می دهد و شما را وادار به خنده و یا حتی قهقهه می کند. مثلاً صحنۀ با نمکی که راوی دربارۀ صندلی های سه پایه شان می گوید و ما بچه ها را می بینیم که سر میز شام، چپ و راست از روی صندلی هایشان می افتند و یک لقمه راحت از گلویشان پایین نمی رود. خنده دارتر از افتادن بچه ها، پدر و مادر و مادربزرگشان هستند که عین خیالشان نیست و راحت غذایشان را می خورند. انگار که این افتادن ها یک عمر است که دارد تکرار می شود و دیگر برایشان به چیزی عادی تبدیل شده.

همۀ کمدی ها موقعیتند و هیچ شوخی کلامی در انیمیشن نیست. شاید به جز قسمتی که دکتر از شخصیت اصلی می پرسد که در خانه مشکلی دارد یا نه و دخترک پاسخ می دهد که پدرم سبیل دارد!! که حتی این یکی هم شوخی کلامی به حساب نمی آید.

در کل، مولتون کمدی نیست و قصد هم نداشته باشد، اما شما را می خنداند.

 

منبع : روزنامه پویانما

نویسنده: بابک وطن دوست

نظرات
آخرین اخبار
تبلیغات





همراهان